
اگه بخوايم در مورد كلاس مردم شناسي فرهنگي و ويژگي هاي اون صحبت كنيم و همه اين خصوصيات و دسته بندي كرده و يه جمع بندي كلي ارائه بديم به نظر بنده به نتايج زير مي رسيم :
1 – كلاس از لحاظ فيزيكي بسيار بسيار نامناسب بود به طوري كه آدم سر كلاس احساس خفگي شديد مي كرد و فكر مي كرد در هم ريختگي شديدي نه در محيط ظاهري كلاس بلكه در ذهن خودشم ايجاد شده . البته شايد بشه گفت تنها ويژگي مثبت فيزيكي اين كلاس اين بود كه چون قبلا به عنوان اتاق فيلم ازش استفاده مي شد داراي ديوارها و سقف آكوستيك بود كه اين مسئله هم باعث جلوگيري از ورود صداهاي مزاحم به داخل كلاس مي شد و هم همهمه هاي بچه ها داخل كلاس زياد آزار دهنده نبود .
2 – بچه هاي كلاس هم كه اكثرا همديگرو مي شناختن و شايد قريب به اتفاق مي دونستن كه درس و به مشكلي پاس خواهند كرد ، هم به خاطر تكاليف زياد مثل وبلاگ نويسي و انجام تحقيق ميداني و عكاسي و پاور پوينت و هم به خاطر جزوه مشكل و با حجم بالا كه خواه ناخواه بايد مطالعه و حفظش كنن . ( البته هنوز هم بچه ها با اين مشكل آخري دست به گريبان هستن چون امتحان هنوز برگزار نشده )
3 – در مورد محتواي درس اگرچه استاد خيلي روي انسان شناسي و مردم شناسي تاكيد مي كرد همون طور كه قبلا ، هم در وبلاگم نوشتم و هم حضورا به خود استاد گفتم به نظر من نه تنها اين درس كه همه كساني كه ادعاي انسان شناسي دارند در واقع دارند جسد شناسي مي كنند چون تنها چيزي كه بهش اهميت نمي دهند و اصلا مورد مطالعه قرار نمي گيره روح انسانه و حتما همه تائيد مي كنيد كه انسان بدون روح يعني جسد .
۴ – در مورد خود استاد ، ويژگي هاي شخصيتي ، نحوه تدريس و از همه مهم تر طرز برخورد و ميزان ارتباط با دانشجويان بايد گفت كه در كل فاضلي از اون دسته آدم هايي هست كه به ظاهرش خيلي اهميت مي ده و فرد خوش پوشي هست ، شخصيتش هم طوري رشد كرده كه همه رو از بالا مي بينه كه اين شايد ريشه در كودكيش داشته باشه و يا تحت تاثير شرايط محيطي و خانوادگي و خيلي چيزاي ديگه باشه ، نحوه تدريسش هم تفاوتي با اساتيد ديگه نداره سخن راني صرف .
و اما نحوه برخوردش با دانشجويان بايد گفت كه استاد شايد خيلي سعي مي كنه كه با دانشجوها صميمي باشه اما نمي دونم توي شخصيت فاضلي چي هست كه انگار هميشه يه پرده اي از نگفته ها بين دانشجويان و استاد وجود داره . البته به نظر من يكي از ويژگي هاي فوق العاده اي كه استاد فاضلي داره بالا بودن جنبه انتقاد پذيريشه چرا كه به ندرت پيدا مي شه استادي كه هر جلسه از بچه نظر سنجي كنه و نقاط ضعف و قوت كلاس و خودشه و بپرسه و بدون هيچ واهمه از دانشجويان چه تك تك و چه حضوري عذر خواهي كنه .
و نكته آخر معرفي كتاب در پايان هر كلاس توسط استاد بود كه حداقلش باعث مي شد ما هر هفته اسم چند تا كتاب و بشنويم حتي اگر هيچ وقت اونارو نخونيم .
پيشنهاد :
تنها پيشنهادي كه براي استاد دارم و در كلاس هم مطرح كردم اينه كه استاد هم مي خوان ما رو محقق كنن هم عكاس و هم وبلاگ نويس كه از عهده انجام يكي از اين كارها هم به نحو صحيح براومدن كار خيلي مشكليه ، در كلاس هاي ترم آينده بهتره هركس بنا به علاقه اي كه داره در يكي از اين سه حوزه فعاليت كنه كه باعث مي شه كيفيت كارها خيلي بالا بره .
در آخر هم دوست دارم به رشته مورد علاقه خودم عكاسي بپردازم و اين كه از استاد ممنونم كه در درسي كه اصلا فكر نمي كردم به عكاسي ذره اي ربط داشته باشه بهش بها داد و اميدوارم هيچ وقت عكس گرفتن و از تكاليف اين درس حذف نكنه .
به اميد اين كه همه در امتحانات اين ترم ( مخصوصا كساني كه مثل من ترم آخر هستن ) موفق باشيد !







