تبليغاتX
سیب گلاب



نقد كتاب زندگي در عيش ، مردن در خوشي ( زوال فرهنگ در بستر عشرت ؛ در عصر رسانه هاي تصويري )
تأليف : نيل پستمن ، ترجمه دكتر صادق طباطبايي .


حالا ديگر چند وقتي است كه نيل يه آرزويش رسيده ، نمي دانم الان كجاست و يا چه مي كند ؟ به او خوش مي گذزد يا نه ؟ آسوده خاطر سر بر بالين مي گذارد يا ... اما مطمئنا هر جا كه هست از COMING SOON  و آرته و فاكس نيوز و مولتي ويژن و ... خبري نيست ، او از دست تلويزيون خلاص شده ، چيزي كه سال ها او را آزار مي داد نه فقط تلويزيون بلكه تكنولوژي و تلويزيون به عنوان يكي از مهم ترين مظاهر آن . حالا ديگر او راحت خوابيده و براي بچه هايي افسوس مي خورد كه چهار زانو جلوي تلويزيون نشسته اند و اسپايدر من 2 را مي بينند . يك سال و ند ماه از مرگ نيل پستمن ،جامعه شناس و استاد دانشگاه نيويورك مي گذرد  . كمتر كسي است كه با نقد تكنولوژي آشنا باشد اما نام او را نشنيده باشد .
كتاب هاي او در نقد تكنولوژي جديد سال هاست كه شهرت جهاني يافته است . بيش از 20 كتاب و 200 مقاله از خود بر جا گذاشته كه چند تاي آن به فارسي ترجمه شده است . دكتر صادق طبا طبايي تنها مترجم آثار او در ايران است كه سه كتاب معروف او « زوال دوران كودكي »1983 ، « زندگي در عيش مردن در خوشي » 1985 و مهم ترين اثرش « تكنو پولي »1992 را به فارسي برگردانده است .


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاصدك در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 21:24 |

ميلاد پيامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) مبارك


از سپيده دم آفرينش آدمي، ذهن او در پي شناخت بوده است. از همين رو، در خود وپيرامون خود، به كشف ناشناخته ها پرداخت ودر طي هزاران سال با تلاشي جانكاه در پي حقيقت گشت. آنچه بيش از همه آدمي را به تكاپو وا مي داشت واو را به انديشيدن بر مي انگيخت،ترس او بر سرنوشت خويش بود. زيرا كه خود را در جهاني پر سطوت، كه از زمين وآسمان بر او دشمناني بزرگ چيره مي كرد، ناتوان مي ديد، وياراي برابري با آنها را نداشت. امنيت وثبات دو انگيزه ژرف ودو هدف دور دست او، در پس نگاههاي خيره وترسان او در معماي طبيعت، بودند...
رسالت همة انبيا يكي است، واختلافشان، تنها به ادوار زندگي بسته است؛ ادوار زندگي با توجه به «تكامل وتكوين». جوهر انقلاب پيامبران بر ضد بت پرستي به هر شكلي كه باشد، در مراحل و ادوار مختلف تفاوتي نمي كند. زيرا كه آنان رهبراني رهايي بخشند؛ به دقيقترين معاني اي كه ما امروز از اين دو واژه (رهبر ورهايي بخش) در مي يابيم. گزاف نيست اگر بگوييم حضرت محمد(ص) بزرگترين پيامبر است وانقلاب او بزرگترين انقلاب. اين بيان واقعي اين انقلاب است ونتايج اين انقلاب وتاريخ، اين را ثابت كرده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاصدك در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 12:52 |

گلابتون

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت !

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 16:36 |

... فراموش نكنيم علوم تجربي كشت زار تكرارند ، حال آن كه علوم انساني تصويري بديع و منحصر به فرد هستند . يعني عالِم تقليدي در علوم تجربي را مي توان تحمل كرد و در توسعه كاري برايش دست و پا كرد ، اما هرگز عالِم درجه دوي علوم انساني به كاري نمي آيد . هزار باره اگر موتور فلان خودرو را طراحي كني ، در طرح توسعه جايي در خور داري ، اما اگر نظري را در جامعه شناسي براي بار دوم تكرار كني ، كسي در عالَم نيوشاي تو نخواهد بود .
يعني در علوم انساني به صاحبان خلاقيت دست اول نياز داريم ، حال آن كه در علوم تجربي ، وضعيت بالكُل متفاوت است و البته اصالتاً پارادوكسي است در ذات علوم تجربي . از طرفي براي تولّد نياز به خلاقيت دارد ، از طرفي براي بقاء نياز به عموميت دارد كه ضد خلاقيت است ...و البته اين دو تا منطقاً نقيض هم نيستند . اما همين تضاد ، خود مهمترين دليل است براي فرار مغزها . تمدن قالب نياز دارد به عالماني كه هنوز گرفتار عوارض علمشان نشده باشد . خالِقان تكنولوژي كه خود گرفتار تكنولوژي نباشند و براي يافتن آنها چه جايي مناسب تر از تمدن مغلوب ...
و باز در علوم تجربي مي توان زير سبيلي منبع و مأخذ را رد كرد اما در علوم انساني چگونه مي توان با قول خداي عزوجل درافتاد كه « فلينظر الانسان الي طعامة » ؟ با تفسير امام صادق (ع) كه از ايشان چيستي طعام را پرسيدند و طعام را چنين معنا نمود :
- علمه الذي يأخذه ، عمن يأخذه ؟
و البته تفاوتي است ميان علم و حكمت كه چنين بايد مراقب بود در اخذ علم كه از چه كسي فرا مي گيري اش اما حكمت ، حقيقت علم است ، پس :
« خذ الحكمة و لو من المنافق ... »
و خيال همه تخت كه در متون دانشگاهي حكمت را درس نمي دهند !

نشت نشا – ص48-49 – رضا اميرخاني

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 16:14 |